تبليغاتX
کمی تا قسمتی خونه دار







کمی تا قسمتی خونه دار

در باره پست قبلی(خواستگاری خانمها ازآقایون)

توی کامنتهایی که درپست قبلی دوستان گذاشته بودن بیشترشون موافق بودن.

بابا من با اصل ابراز علاقه مخالف نیستم .آخه چرا قضیه دوست داشتن وابراز علاقه رو

با خواستگاری قاطی میکنین؟

من خودمم نظرم اینه که آدم اگه کسی رو دوست داره باید بگه چون ممکته برای همیشه

اونو ازدست بده.

اما...

آخه خواستگاری چیز دیگه ست.مسئله یک عمرزندگیه.همیشه که اون چیزی رو دوست داری

وبه دستش میاری واست تازگی نداره بالاخره یک روز هرچیزی جذابیتشو از دست میده.

اونوقت که باید کلی منت بشنوی که آره اونروزی که داشتی واسم میمردی یادته؟

حتی یکی ازهمین آقایون توی کامنتش نوشته که من که یک مردم برام قابل قبول نیست

که یک خانوم بیاد خواستگاریم حالا دیدید؟

از همه اونایی که کامنت گذاشتن ممنونم

شایدتاچندروز نتونم آپ کنم پیشاپیش عذرخواهی منوپذیرا باشید.

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:41 توسط خانوم خونه |

همسرداری یا اضافه کاری؟

براساس تحقیقات انجام شده شوهرداری موجب اضافه شدن حدود هفت

ساعت کارخانه در هفته برای زنان میشود.

گفتنی است مردان پس از ازدواج تمایل بیشتری به انجام کارهای بیرون از خانه دارند.

اما زنان بیشتر به کارهای خانه می پردازندکه با تولد فرزند کارآنها بیشترمیشود.

زنان 20تا30ساله مجردحداقل12ساعت درهفته به انجام کارهای خانه می پردازند.

درحالی که زنان 60تا70سال متاهل حدود21ساعت درهفته کارخانه انجام می دهند.

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:30 توسط خانوم خونه |

خواستگاری خانمهاازآقایون

سلام به همه

دیروز چندتا وبلاگ از توی وبلاگ زن وحشی پیدا کردم که در مورد طلاق نوشته بود .

جالب بودن توی یکیشون نوشته شده بود که چه عیبی داره زنها برن خواستگاری مردها؟

نظر من اینه که خیلی بده.این سنت شکنیه .از زمانی که ما یادمون میاد همینجوری بود

 البته منظورم این نیستکه هرچی از قدیم بوده خوبه نه اما در مورد

این قضیه همین سنت قدیمی خیلی بهتره.میدونین چرا؟

واسه اینکه بعضی آقایون(توجه داشته باشین بعضی گفتما که به همه برنخوره)جنبه ندارن

یک نمونه شو خودم دارم.من با آقای خونه فامیل نزدیک هستیم.من توی یکی از شهرهای کویری

بزرگ شدم.وقتی من 13سالم بود با توجه به موقعیت از نظر خانواده وزیبایی که داشتم

خواستگارای جورواجوری داشتم.بابام هم اصلا با وصلت با غریبه مخالف بودودوست نداشت

 دختراشو توی شهر غریب به آدمای غریبه بده.وقتی 13 سالم بوداومدیم

شهر آقای خونه که هم مسافرت وهم دیدوبازدید از فامیل.

اونجا بود که من آقای خونه رو دیدم البته نظر خاصی بهش نداشتم.

وقتی به شهرمون برگشتیم دیدم خبر دادن که میان واسه خواستگاری.

خلاصه اومدن و منم که کم سن و سال بودم وچه میدونستم

معنی ملاک چیه چه برسه به ملاک ازدواج.بابام گفت منم گفتم

 حتما خوبه دیگه.عقد کردیمو 2سالی عقد موندیم.دوران خوبی بود

 گرچه دور بودیمو هر 2ماه 1بار همو میدیدیم.

تا اینکه عروسی گرفتیم و2-3سالی گذشت دیدم آقای خونه گفت آره اون سال

 که اومدین اینجا بابات به بابام گفتهمنم دختر دارم تو هم پسر داری اگه موافق باشی

 دخترمو واسه پسرت بگیر این شده که ما اومدیم خواستگاری.

منو میگی اولش ناراحت شدم اما دیدم نه من که نه ترشیده بودم نه بی اصل و نسب ونه زشت .

خلاصه از اونوقت شاید50 بار به شوخی حالا شایدم جدی بهم گفته

منم که همیشه میگم آره خداییش آخه حیف بودی از دست بری.

البته مامانشم چندباری همین موضوع خواستگاری رو از اول تا آخر گفته.

ولی من اعتماد به نفس بالایی دارم ولی حالا اگه یکی دیگه بود

با اعتماد به نفس پایین میدونین چی میشد؟بله دپرس میشد.

حالا از امروز بعدازظهر واستون بگم وقتی کلاسم تموم شد رفتم

 خونه مریم.از قضا مژگان هم اونجا بود بعدش خاطره هم اومد.

نمیدونم حرف دیگه یی غیر از اصغرآقا واکبرآقا ندارن؟خسته نمیشن؟والا دیوونن.بیکارن.

امروز از بس غر زدم روانی شدن بعدهم یکی یکی پاشدن رفتن.

نظرتونو در مورد خواستگاری خانمها از آقایون واسم بنویسین.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 22:25 توسط خانوم خونه |

سلام عزیزان

نمیدونین چهارشنبه چه بدبختی کشیدم.از صبح تا شب بدوبدو داشتم.

صبح رو که واستون تعریف کردم.

اما بعدازظهروبگم.ساعت 5بود که از خونه رفتم بیرون آخه نوبت دکتر داشتم

همون طب سوزنی که واستون گفتم.ساعت 7 بود که رسیدم کارم تا 7.30طول کشید.

باورتون میشه توی شهری که 15ساله دارم زندگی میکنم گم شدم؟

حق دارین والا.ولی گم شدم .خیرسرم اومدم با اتوبوس برگردم خونه که مثلا صرفه جویی کنم

اما به من نیومده که کارا.توی کوچه پس کوچه ها گم شدم باور کنین 1ساعت تمام پیاده اومدم تا

به یک خیابون اصلی رسیم وتونستم یک ماشین بگیرم وبیام خونه.

رتتویل اینجارو داشته باش (فکر نکنی فقط خودت آشپزی بلدی)

توی راه پسر خونه(14سالشه)زنگ زد که ته دیگ چه جوری درست میکنی؟

گفتم ااامگه شام پختی؟گفت آره مرغ با پلو .الان میخوام ته دیگ بذارم.با خوشحالی زایدالوصفی

گفتم:ای ول پسرم خدا خیرت بده.نمیدونین چقدر خوشحال شدم آخه ساعت 10شده بود منم

داشتم با خودم میگفتم جواب شکمای گرسنه تو خونه رو کی میخواد بده؟

(البته غذاهای دیگه مثل کباب ماکارونی پیتزا...رو قبلا می پخت آخه من زیاد مسافرت میرم

فقط پلو با این ته دیگو نپخته بود که خداییش با اینکه بار اولش بود خوب شده بود فقط روغن

ته دیگش کم بود.)

خلاصه 10که رسیدم خونه دیدم آقای خونه بعععله

پسر خونه هم توی آشپزخونه دختر خونه هم اخماش توی هم مثل آقای خونه.

هنوز کیفمو نذاشته بودم که فاطمه (دوستم)زنگ زد وآقا گوشیرو برداشت

حالا چهره آقای خونه رو مجسم کنین وقتی من 20دقیقه باهاش حرف زدم

بازم فاطمه دست بردار نبود که آخر گفتم خیلی داری حرف میزنیا هوا پسه تازه رسیدم.

اون طفلک از همه جا بیخبر گفت اوکی بای

خلاصه به خوبی وخوشی گذشت وآقای خونه هم فقط یه کوچولو غر زد که اونم قابل تحمله.

در ضمن نگفتم که آقای خونه به علت فاصله افتادن مهره های کمرش به مدت 32 روز مرخصی داره

خدا بدادم برسه از دست غرزدناش

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 22:47 توسط خانوم خونه |

خانوما بخونن

زنانی که در طول شبانه روز حداقل سه لیوان چای بنوشند احتمال سکته قلبی را در خود کاهش می دهندو

ممکن است بتوانند خودرا دربرابر سکته قلبی ایمن کنند.

تحقیقات نشان داده که یک سوم زنانی که در طول روز مقدار زیادی چای می نوشند احتمال ابتلا به امراض

قلبی در آنها کم است.پس بهتراست خانمها حداقل سه استکان چای رادر طول روز بنوشند.

(البته یادتون باشه 1ساعت بعداز غذا چای نخورین چون جلوی جذب آهن رو میگیره)

سیب و12 عامل ضد سرطان

دانشمندان 12ترکیب را در پوست سیب شناسایی کرده اند که سلولهای سرطانی را در محیط آزمایشگاهی از بین می برند.

از اینرو مصرف 5تا 12وعده روزانه از میوه وسبزی ها اقدام مناسبی برای کاهش خطر ابتلاء به بیماریهای مزمن از جمله

سرطان و همچنین تامین نیازهای غذایی لازم برای حفظ سلامت است.

این پژوهشگران 103 کیلوگرم از پوست سیب های سرخ را مورد بررسی قرار دادند.ترکیبات آنها را جداوساختارهای

ترکیبات نویدبخشی را شناسایی کردند.

(پس خوردن سیب یادتون نره)

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 16:9 توسط خانوم خونه |

سلام به همه

نمیدونم باید از دست این آقای خونه چیکار کنم دیگه کفرمو درآورده .دیروز سعید ناراحت

از مدرسه اومد که امتحان ریاضی داشتیم ولی بهمون وقت کم دادن منم نتونستم 3تا سوال آخر

که هرکدوم 1نمره داشتو حل کنم.فردا بیا مدرسه وبگو چرا اینقدر وقت کم دادن. منم با اینکه اصلا

دوست ندارم برم مدرسه شون گفتم باشه.صبح به آقای خونه گفتم برو مدرسه ببین چرا ...

گفت من نمیرم با دوستام قرار داریم میخوایم بریم بیرون... منو میگی

خلاصه بازم با هم بحث کردیم .آخه مگه دروغ میگم؟

مدرسه پسرت واجبتره که اینقدر داره جوش میزنه یا تفریح؟

هیچی دیگه مجبور شدم خودم برم.

مدیرشون گفت 7تا از دانش آموزای دیگه هم ناراضی بودن.شما ناراحت نباشین

دانش آموزایی مثل پسرشما که درسشون خوبه

 این نمره هارو با نمره های آخرسال جمع نمیکنیم.اگه ناراحتی تون

واسه اینه که من قول میدم دخالت ندیم.گفتم متشکرم و از مدرسه اومدیم بیرون.

ساناز گفت بریم پارک من یکم بازی کنم رفتیم پارک پشت خونه

.نیم ساعتی نشستم ساناز بازی کردو بعدهم اومدیم خونه.

بعدازظهر میرم دکترطب سوزنی.واه سردردام.آخه من خیلی سردرد میشم

این جلسه دومه.دکتر میگه تا 10جلسه بیای تضمینیه که خوب بشه.

اگه شما خواننده عزیز چیزی در مورد طب سوزنی میدونین یا تجربه ای دارین به من خبر بدین .

متشکرم

نظر یادتون نره

راستی یادم رفت از محمد عزیزم تشکر کنم ورودتو به این وبلاگ خوش آمد میگم

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 14:54 توسط خانوم خونه |

 

زندگانی مانند تابلویی است که ترسیم لحظه های عمر گذرا در آن

آنرا به تابلویی ماندگار تبدیل می کند اگر بدرستی در آن لحظه ها

عشق ومحبت ودوستی را ترسیم کرده باشیم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 16:11 توسط خانوم خونه |

6راه ساده جهت انتخاب بهترین هدیه برای آقایان

معمولا خریدن کادو برای آقایان کارساده ای نیست.اما همچنان که مناسبتها نزدیک میشودوزمان تهیه کادو فرا میرسد چه آن رادوست داشته باشیم وچه نداشته باشیم باید به این فکر کنیم که معمای(چه چیزمیتوانم به اوهدیه بدهم که دوست داشته باشد؟)رابه نحوی که شده حل نماییم.

اگر همسری داریدکه هرچیزی که فکرش میکنید دارد تهیه کادوی مورد علاقه وی کار واقعا چالش آمیزی است.

هرچند هیچ هدیه مناسبی وجود ندارد که به وسیله آن بتوان تمام آقایان را راضی نگه داشت اما این 6نکته شمارا با ذهنیت خرید یک هدیه آشنا می کندوبه شما کمک می کندتا هدیه ای را برایشان انتخاب کنید که از ته دل آن را دوست داشته باشند.

1.به کارایی یک هدیه فکر کنید نه به احساساتی که القا می کند

یک دکتر روانشناس ومتخصص در امور هدایا معتقداست:((در روابط میان زوج ها باید به این نکته توجه داشت که آقایان تصور می کنند کادو تنها یک مبادله اقتصادی است.))

در حالی که ممکن است یک خانم از خانه ای پراز گل رز حیرت زده شود.یک مرد بیشتر از هدیه ای خوشش می آید که بتواندآن را نگهداری کرده واز آن استفاده کند.

2.ببینید که چه چیزی می خواهد

خانم ها زمانی که کادویی می خواهند معمولا در لفافه به آن اشاره میکنندوسعی می کنند با اشاره غیر مستقیم توجه آقایان را به سمت آن جلب کنند اما آقایان هیچ علاقه به انجام این کار ندارند.آنها دقیقاچیزی را که میخواهند به زبان می آورند.به جای اینکه به دنبال یک سورپرایز برای آنها باشید فقط چیزی را که آنها می خواهند برایشان تهیه کنید نه چیزی را که خودتان دوست دارید.

3.به علایق او توجه کنید

مثلا توپ فوتبالی که عکس افراد تیم قهرمان مورد علاقه اش روی آن حک شده باشد را برایش تهیه کنید.یک وسیله باغبانی یا یک گیاه کمیاب مردی را که به باغبانی علاقه داشته باشدبیش از پیش خوشحال خواهد کرد.آیا اوبه تماشای فیلم علاقمند است؟شاید یک دی وی دی پلیرویا سیستم صوتی دالبی ویاحتی چند عدد سی دی ودی ودی برایش جالب تراز هر وسیله دیگری باشد.

4.از هدایای معمولی پرهیز کنید

این قانون همان طور که برای خانم ها کاربرد دارد در مورد آقایان هم صحت دارد.بیشتر مردم از جمله آقایان هیچ ارزشی برای کادوهای رایج وپیش پا افتاده قائل نیستند.

این قبیل هدایا مانند جوراب ولباس زیر که هرسال به او می دهید به عنوان هدیه کم ارزش شناخته می شوندوطرف مقابل احساس می کند که شما برای تهیه آنها هیچ تلاشی نکرده وهیچ زحمتی به خودتان نداده ایدبه عبارتی همه این نوع کادوهابه یک چشم دیده می شوند.

5.سعی کنیدچیز جالبی در هدیه تان وجود داشته باشد

هرچند تعداد بسیار زیادی از آقایان برای یک کادوی کاربردی مانند یک دست لباس کارجدیدو...ارزش بسیارزیادی قائل میشوند اما اگر بخواهیم کلی صحبت کنیم آقایان بیشتر کادویی را دوست دارند که برایشان جالب باشد.البته اینجایک استثناهم وجود داردومربوط می شود به کسانی که دارای درآمدثابتی هستندوسن وسالی از آنها گذشته است.در این گونه موارد آنها بیشتر چیزی را که در حال حاضر به آن نیاز دارند ترجیح می دهند.باید چیزی را پیدا کنیدکه آقایان از آن استفاده کنند اما در عین حال استفاده کردن از آن برایشان جالب باشد .هدیه شما نباید چیزی باشد که تنها به درد کار بخورد.برای مثال اگر برای یک مرد یک ست کامل جعبه ابزار بخرید مثل اینست که برای یک خانم جارو برقی بخرید.مگر اینکه آقا عاشق مکانیکی باشدوشما هم همان جعبه ابزاری را برایش تهیه کنیدکه مدتهابه دنبالش بوده.

6.در انتخاب هدیه از فکرتان استفاده کنید

آقایان هم بدشان نمی آیدکه احساس دوست داشته شدن بکنند.یک هدیه متفکرانه به راحتی می تواند احساس عشق وپشتیبانی رادرآنهابیدار کنداما براستی چه چیز باعث می شودیک هدیه متفکرانه جلوه کند؟مسلماپیدا کردن چیزی که او دوست داردوبه آن علاقمند است.

هرچندوقت یکبار هم می توانیدکادویی به او هدیه بدهید که خودتان برایش درست کرده باشید.مثل تابلویی که برروی آن تصویر مورد علاقه اس را نقاشی کرده ایدویایک جعبه پراز شیرینی های خانگی که دوست دارد.

امیدوارم با خوندن این مطلب بتونین هدیه خوبی واسه

 مرد مورد علاقه تون پیدا کنین.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:16 توسط خانوم خونه |

دیروز مثل ...شده بودم پاچه همه رو گرفتم بخصوص آقای خونه.

میدونین 4روزه که باهاش قهرم.اگه گفتین سر چی؟به خاطر یه چیز

 مسخره.1کیلو پیاز.آخه داداشمو خانومش اینجا بودن هرچی گفتم برو پیاز

بخر میخوام ناهار بپزم نرفت سعید هم که نبود.منم پیلش کردمو یه دعوا راه

 انداختم که 2شب پیش که خواهرجونات اینجا بودن ومن ازشون پذیرایی

 کردم خوب بود حالا تو نمیری پیاز بخری.خلاصه اونم لج کردو نرفت خانوم

 داداشم به داداشم گفت و اونم رفت خرید منم از 4روز پیش باهاش حرف

 نزدم.دیروزم که یه دعوای تلفنی کردیم و همچنان قهریم.

خلاصه دیروز زهره(دوستم )تلفن کردوگفت میای بریم پارک ملت با سعیده

(دوست مشترکمون)؟گفتم آره ساعت 6با هم قرار گذاشتیمو با سعیدو

 ساناز رفتیم جاتون خالی خوش گذشت کلی روحیه ام عوض شد.ساعت

 10اومدیم خونه.نماز خوندمو میخواستم بخوابم که مژی زنگ زد (خواهرم)

1ساعتی باهم دردل کردیمو 11.30خوابیدم.

ولی هنوز یه سنگینی تو قفسه سینم حس میکنم.

دعا کنین آرامش پیداکنم

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:0 توسط خانوم خونه |

سلام

ببخشید که دیرآپ کردم آخه 1سفریهویی واسم پیش اومد.ماجراشو بعدا واستون تعریف میکنم.

گلچینی از اسرار یک خانم خانه دار

1-برای باز کردن چروک پرده هایی که در ماشین لباسشویی بر اثر خشک شدن چروک خورده

 اند می توانید یک بار دیگر آنها را خیس کنید وپس از آنکه آب اضافی شان رفت آنها را مجددا

آویزان کنید.

راه دوم این است که با اسپری محتوی آب روی آنها را کمی خیس کنیدتادر همان حالت چروک

 هایشان باز شود.

2-جهت تمیز کردن سطوح داخلی وخارجی یخچال توستر وسایر وسایل برقی از مقداری

جوش شیرین ویک ابرنمدار استفاده کنیدتا کاملا سفید شوند.

3-جهت گرفتن موهاوپرزهایی که روی فرشهاجمع میشوندبهترین وسیله یک حوله نمداریا یک

 مترتور نازک جمع شده است.میتوانید با فشار دادن تور در مشتتان آن را جمع کنید.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:49 توسط خانوم خونه |


دیروز خیلی دلم گرفته بود زنگ زدم به مریم که یکی از یارغارهای قدیمیمه.گفت

پاشو بیا اینجا.منم از خدا خواسته چادرچاقچول کردم ورفتم اونجا.وقتی رسیدمو

رفتم تو دیدم خاطره هم اونجاست با پسرخالش ویکی دیگه با یه تیپ خفنگ.یه تاپ

پوشیده بود شلوارشم که ظاهرا تنگ بودو در آورده بود ارواح عمش حجاب گرفته

بود یه چادر انداخته بود روی پاهاش اونم ازدور کمرش تا بالای زانوهاش.اسمش

شهرزاد بود داریوش که پسرخاله ی خاطره بود واز شواهد وقرائن پیدا بود که

انس والفتی هم در بینشون برقراره با خاطره وشهرزاد داشتن شیشه میکشیدن.من

طفلک که تا حالا ندیده بودم گفتم این چیه؟خاطره گفت شیشه ست میکشی؟گفتم

بیخیال همه کارای دنیارو تموم کردم مونده همین یه کارم.شهرزاد گفت تا حالا

کشیدی گفتم نه همین یه قلمو کم داشتم.گفت پس نکش من به کسی که دفعه

 اولشه بفرما نمیزنم .ولی خاطره گفت اگه میخوای لاغر بشی حرف نداره.گفتم

 نه همین طور چاقالو باشم بهتره از ما بکش بیرون.خلاصه اونا نشئه کردن و منو

مریم نیگاشون کردیم وقتی توپ شدن گفتن بریم یه دوری بزنیم.جاتون خالی

 رفتیم شاندیز روی یه تخت نشستیم و یه قلیون زدیم تو گوشش وساعت ۳۰/۸شب

اومدیم خونه.


نکته اخلاقی:هیچوقت واسه اینکه جلوی کسی کم نیارین وکلاس کارو

حفظ کنین

دست به کارای خطرناک نزنین اونم شیشه که شوخی بردار نیست.


قربون همه تون

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 15:38 توسط خانوم خونه |

جلوگیری ازچسبیدن لکه های چربی به هود

برای جلوگیری از چسبیدن لکه های چربی و مواد غذایی به بدنه هود

اجاق گاز مقداری روغن موتورروی آنهابمالید.به این ترتیب پاک کردن لکه

 های مقاوم از روی سطوح آسانتر میشود.

جوش شیرین همه کاره نظافت

با وجود آنکه جوش شیرین کاربرد چندانی در آشپزخانه ندارد ولی برای

 رفع وزدودن لکه ها عالی عمل میکند.برای زدودن آثارولکه های مداد

شمعی وپاستل از روی دیوارهاابتدا دستمالی را تا کنید تا به شکل

بالشتک درآید.سپس آنرا با مقداری لوسیون دست آغشته کنید.مقدار

اندکی جوش شیرین روی دستمال ریخته وآنرابه آرامی روی لکه ها

 بمالید.
حرکات دستتان بایدبه صورت دورانی باشد.سپس دستمال تمیز دیگری

 راداخل مخلوط آب و مواد شوینده فرو ببرید وآن را روی لکه ها بمالیدتا

اثرلوسیون از روی دیواراز بین برود.

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:15 توسط خانوم خونه |

سلام من ميخوام توي اين وبلاگ بعضي از نکاتي رو که هرکدوم

 از ما ممکنه روزي بدردمون بخوره رو بيارم.


کمي هم دلمشغوليام ودلتنگيام.دلم ميخواد دوستاي جديد پيدا کنم

اميدوارم بتونم.

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:21 توسط خانوم خونه |